تبليغاتX
::. black.pearls .::

black.pearls

: درباره وبلاگ

 

می تونستم با تو باشم ....
مثه سایه مثه رویا....
اما بیدارم و بی تو ....
مثه تو ، تنهای تنها ....


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
دی 1385
آذر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384

 

: پیوندها

 

بهترین موزیک ها و برنامه های جدید دنیا
اشعار رضا صادقی
مرغ عشق
دريايی از آتش
عشق یعنی مولانا
آسمان ابری

 

: موسیقی

 

Sattar - the Last Endeavor
Sattar - Outfit

 
 
 
پرنده تنها
ما پرنده های تنها
زیر شیرونی خونه
هر دو تا خسته ز غربت
هر دو آواره ز لونه
ما دو تا مثل مسافر کویر
تشنه ی جرعه ی از محبت ایم
ولی بیگانه زهم
دراین سرا لبها رو بسته پراز شکایت ایم
اگه دفن سرنوشت
رقم بخت برامون می نوشت
یا اگه غارت ما بهمون فرصت بودن میداد
دیگه دنیا برامون تنگ نمیشد
دیوارای لونه امون سنگ نمیشد
حالا هم دیر نشده
می تونیم پرامونو باز بکنیم
راه یک لونه ارو پیدا بکنیم
لونه ی که برامون بیاره خنده و شادی رو لب ها بذاره
اونجای که غم فردا نباشه
واسه ی این دل تنها نباشه
| +| نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
بیگانه
بشناس مرا حکایتی غمگینم ، افسانه ی تیره ی شبی سنگینم
تلخم که درم شکسته ام مسمومم ، ای دوست شناختی مرا ، من اینم

من اینم و غرق خستگی آمده ام ، ویرانم و از شکستگی آمده ام
از شهر یگانگی فراموشش کن ، از شهر هزار دستگی آمده ام
از شهر یگانگی فراموشش کن ، از شهر هزار دستگی آمده ام


* * * * *


آنجا با هر که زیستم کشت مرا ، هر همخونی به خونی آغشت مرا
صدها دستی که دوست می خواندمشان ، که دوست می خواندمشان ، صدها خنجر شکست در پُشت مرا
اینجا که کسی به من بپیوندد نیست ، صبحی که به روی ظلمتم خندد نیست
زنجیر فراوانه فراوان امّا ، چیزی که مرا به زندگی بندد نیست

من اینم و غرق خستگی آمده ام ، ویرانم و از شکستگی آمده ام
از شهر یگانگی فراموشش کن ، از شهر هزار دستگی آمده ام
از شهر یگانگی فراموشش کن ، از شهر هزار دستگی آمده ام


* * * * *


بشناس مرا حکایتی غمگینم ، افسانه ی تیره ی شبی سنگینم

بشناس مرا حکایتی غمگینم ، افسانه ی تیره ی شبی سنگینم

| +| نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
تنها
بی تو منو پنجره های بسته ، بی تو منو و زمزمه های خسته
بی تو منو و شب ناله های بارون ، تنهایی و دل به خون نشسته
دل به خون نشسته

بی تو غریبه گشتم ، با همه سرگذشتم
رو تن تنهایی هام ، اسم تو رو نوشتم

ای که نگاه ت ، زنگ صدات ، به یاد کوچه مونده
تو گوش هر پنجره ای ، ازروشنایی خونده

ترانه هات برده منو ، تا سرزمین رویا
گفتی ازین شب سیاه ، چیزی تا صبح نمونده

بی تو غریبه گشتم ، با همه سرگذشتم
رو تن تنهایی هام ، اسم تو رو نوشتم


* * * * *


یه روز میاد دوباره دستهای من و تو
برای عشق یه فصل موندنی می سازه

صدای تو می پیچه بازهم توی کوچه
می خونی از عاشقی و هوای تازه

بی تو منم خسته ی راه ، یه بی نشونه
پرنده ای شکسته پر ، بی آشیونه

بی تو غریبه گشتم ، با همه سرگذشتم
رو تن تنهایی هام ، اسم تو رو نوشتم


* * * * *


بی تو منو پنجره های بسته ، بی تو منو و زمزمه های خسته
بی تو منو و شب ناله های بارون ، تنهایی و دل به خون نشسته
دل به خون نشسته

بی تو غریبه گشتم ، با همه سرگذشتم
رو تن تنهایی هام ، اسم تو رو نوشتم

| +| نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
خونه خالی
خونه خالی خونه غمگین
خونه سوت و کره بی تو
رنگ خوشبختی عزیزم
دیگه از من دوره بی تو
مه گرفته کوچه هارو
اما سایه ی تو پیداست
میشنوم صدای شب رو
میگه اون که رفته اینجاست
تو با شب رفتی و با شب
میای از دیار غربت
توی قلب من میمونی
پر غرور و پر نجابت
تو با شب رفتی و با شب
میای از دیار غربت
توی قلب من میمونی
پر غرور و پر نجابت
حالا دست من تنها
شعر دستاتو میخونه
حس خوب باتو بودن
تو رگای من میمونه
حالا دست من تنها
شعر دستاتو میخونه
حس خوب باتو بودن
تو رگای من میمونه
خونه خالی خونه غمگین
خونه سوت و کره بی تو
رنگ خوشبختی عزیزم
دیگه از من دوره بی تو
مه گرفته کوچه هارو
اما سایه ی تو پیداست
میشنوم صدای شب رو
میگه اون که رفته اینجاست
| +| نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
حیف
حیف حیف که عمرم
به پای تو هدر شد
حیف از جوونیم
که با تو بی ثمر شد
خونه تو گوشه زندون واسه من بود و بس
عشق تو یک خواب پریشون واسه من بود و بس
روز رو لبهام خنده به ظاهر اگه جون میگرفت
شب که میشد چشمای گریون واسه من بود و بس
حیف حیف که عمرم
به پای تو هدر شد
حیف از جوونیم
که با تو بی ثمر شد

وای نگو نگو دلا قدرتو میدونه
پیر اگه بشه دیگه با تو نمیمونه
باز ملامتش نکن چشمای گریونم
اونکه از نگاه تو چیزی نمیخونه
چیزی نمیخونه
حیف حیف که عمرم
به پای تو هدر شد
حیف از جوونیم
که با تو بی ثمر شد

وای نگو نگو دلا قدرتو میدونه
پیر اگه بشه دیگه با تو نمیمونه
باز ملامتش نکن چشمای گریونم
اونکه از نگاه تو چیزی نمیخونه
چیزی نمیخونه
حیف حیف که عمرم
به پای تو هدر شد
حیف از جوونیم
که با تو بی ثمر شد
حیف حیف که عمرم
به پای تو هدر شد
حیف از جوونیم
که با تو بی ثمر شد
| +| نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
ياد من باش

رفتيُ خاطره های تو نشسته تو خيالم
بی تو من اسير دست آرزوهای محالم!
ياد من نبودی اما، من به ياد تو شكستم!
غير تو که دوری از من ، دل به هيچ کسی نبستم!
هم ترانه! ياد من باش!
بی بهانه ياد من باش
وقت بيداريِ مهتاب،
عاشقانه ياد من باش!
اگه باشی با نگاهت، ميشه از حادثه رد شد!
ميشه تو آتيش عشقت، گُر گرفتنُ بلد شد!
اگه دوری، اگه نيستی، نفس فرياد من باش!
تا ابد، تا تهِ دنيا، تا هميشه ياد من باش!
هم ترانه! ياد من باش!
بی بهانه ياد من باش!
وقت بيداريِ مهتاب،
عاشقانه ياد من باش!

| +| نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
salam rastesho bekhain nemidonam chi begam albate khob aval begam hoselam sar rafte gharare beram biroon chand saate dige khob on shayad bna didane doosto famil khoshhal besham delam mikhad baraye yeki dardodel bokonam va nemikham ham ashena bashe chon hoseleye harfhaye badesho nadaram vali khob harki badan ino mikhone delam gerefte fekr mikonam khaili tanham in hame doostaie ke daram fekr nemikonam betonan bari az roye dooshe man bar daran anyways fekr mikonam ghair az khodam kasio to in donya nadaram khaili alan delam mikhast yek khahar ya baradar dashtam ya behtarin dooste dorane bachegim NEGAR  pisham bood 5 sale az behtarin doostam khabar nadaram mesle khodam bood yani engar ma yek rooh dar 2 badan boodim vali khob nemidonam alan aslan mano yadesh hast ya onam mesle baghie mano az yad borde . hala ja dareaval mazerat khahi bokonam az inke agar darin ino mikhonin hoselaton sar raft vali khoob too bad mikhastin nakhonin hame chi to donya nabayad jori bashe ke adam khoshesh biad bazi vaghta be dardodele mardome dige adam bayad gosh bokone albate in karo man kole zendegim daram anjam midam . vali baraye in ke jobran bokonam beheton migam agar webloge khoob mikhain berin http://www.morghe-eshgh.blogfa.com/  webloge dooste man dooste khaili mehrabon va khoobe man ke bichare zahmate webloge manam on mikeshe anyways mamnoon sorsoh jan

| +| نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
 On The Cheek عشق شوق مرگ باخته ای است

                                             برای رسیدن به دلباخته  اش

التماس درختی است به آب جوب

                                                عشق لذت نهان است

انشعای تمام  روان است

                                           زبان چشم است

دیوانگی عقل است

                                    رسوایی قلب است   

 تن به تن جنگ است

                                اماده گوش به زنگ است

هزار رنگ است

                             خیلی زرنگ است

عشق جرعت دیوانه گیست  

                                     جنگ سردست دگر هیچ On The Cheek 





| +| نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 

اشک ریختن واسه سبز چشات یه عادته.....

 

دوری و ندیدنت برای من مثال یک حکایته

 

فکر نکنی حرف دلم برای تو شکایته.....

 

کی گفته زندگی برای من بدون تو خیلی راحته

 

نکنه اون دل تو از دست دل من ناراحته.....

 

می دونی بدجوری این دل من عاشقته؟

 

آرزوی من تو این شبها وصال روی ماهته.....

 

تنها مرهمم تواین روزها عکسهای یادگاریته

 

گفته بودن یه روز دل شکستن و رفتن کارته.....

 

رفتن تو ای عشق من نگفتی آخر قرارته

 

یکی به من بگه کجای این عدالته؟.....

 

به من بگو امروز چرا دشمن من کنارته؟

 

یادت میاد گفتیم به هم قرارمون فقط صداقته.....

 

کاش می دونستم که دروغ بخشی از مرامته

 

نکنه یه وقت نگاه من مایه همه آزارته؟.....

 

موندنمون کنار هم یه جورایی حماقته

 

شاید یکی دیگه امروز برای تو پناهته.....

 

بی معرفتیت برای من تنها ترین گناهته

 

نمی گی این دل من یه عمر به انتظارته؟.....

 

نکنه آزار من برای تو یه جور فراغته؟

 

می دونی مشکل این دل من فقط اسارته.....

 

می دونم مشکل تو فقط یه کم حسادته

 

نمی گم خوبی اما آرزوم واست سعادته..... 

 

رفتی ز من اما دل من بدجوری هنوز خیالته

 

| +| نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
| +| نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
| +| نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 

 یک رُز سرخ  قشنگ

 

باز در ظلمت شب عطر يادت پيچيد

 

از من خسته و زار عاشقی بر انگيخت

 

ياد می آرم چه سان بوده اشک و ديده ام

 

ياد می آرم چه سان بوده مهرت در سينه ام

 

باز می خندی به من ؛بر من و عشق و دلم

 

آه اگر می دانستی عمق اين بی تابی ام

 

ديده بگشا کز آن چشم درون

 

من و سر گشتگی ام را بنگر

 

در پس اين چهره آرام و خموش

 

شرر آتش عشقت ز پس ديده نگر

 

من غريبانه در اين شهر خموش 

 

ز در هر خانه ترا می جويم

 

تا مگر خاموش سازم آتش دل را

 

تا مگر آرام سازم نوای اين دل تنها را

 

هرگز فراموشت نخواهم کرد.

| +| نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
                                          
| +| نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
<**************************************** All of the codes of this weblog ****************************************> ******************************************* ************************************************ ************************************************