تبليغاتX
::. black.pearls .::

black.pearls

: درباره وبلاگ

 

می تونستم با تو باشم ....
مثه سایه مثه رویا....
اما بیدارم و بی تو ....
مثه تو ، تنهای تنها ....


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
دی 1385
آذر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384

 

: پیوندها

 

بهترین موزیک ها و برنامه های جدید دنیا
اشعار رضا صادقی
مرغ عشق
دريايی از آتش
عشق یعنی مولانا
آسمان ابری

 

: موسیقی

 

Sattar - the Last Endeavor
Sattar - Outfit

 
 
 
Tamoom shod taraneh
Be payan residam
agar gerye kardam
agar del boridam

tamoom shod tarane
ghalam ro shekastam
be konji khazidam
be matam neshastam

neveshtam sokooto
seda mishenidi
be har khat shekastam
to gofT nadidi

MitoonesT az tab
Taraneh besazi
deli ro ke borD
2bare bebazi

mitoonesT maho
be khabam biary
roo pishoonie shab
setareh bezary

agar Bi ejaze
too sheram neshesT
chera del boridi
chera del nabasT

tamoom shod taraneh
cheshat gharghe khabe
soale man az to
hanooz B javabe
| +| نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
بی نیازی
من از بی نیازی به ثروت رسیدم
که از بی نیازان غنی تر ندیدم
برای رسیدن به آرامش دل
من از مال دنیا چه آسان بریدم

من از بی نیازی به ثروت رسیدم
که از بی نیازان غنی تر ندیدم


خدایا من از تو دولت نمی خواهم
مطاع دنیا و شوکت نمی خواهم
فقط به لطف بی کرانت
به من عطا کن آرامش خاطر
ای خالق قادر


خدایا من از تو دولت نمی خواهم
مطاع دنیا رو شوکت نمی خواهم
فقط به لطف بی کرانت
به من عطا کن آرامش خاطر
ای خالق قادر

فقط به لطف بی کرانت
به من عطا کن آرامش خاطر


من از بی نیازی به ثروت رسیدم
که از بی نیازان غنی تر ندیدم

من مشتری دائم می خانه ی عشقم
سرمست و خراباتی پیمانه ی عشقم

با من سخن از قصر سلیمان نتوان گفت
درویش صفت عاشق ویرانه ی عشقم

با من سخن از قصر سلیمان نتوان گفت
درویش صفت عاشق ویرانه ی عشقم

من از بی نیازی به ثروت رسیدم
که از بی نیازان غنی تر ندیدم
| +| نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
یادت میاد
یادت میاد گریه هامو ریختم کنار پنجره
داد کشیدم توراخدا نامه بده یادت نره
یادت میاد خندیدی و گفتی حالا بذار برم
تو رفتی و من هنوزم کنار در منتظرم

یادت میاد یه شب با هم رفتیم کنار پنجره
قول دادی تا ستاره هست عشقمون از یادت نره
یادت میاد تو رویامون مسافر قایق شدیم
تا چشم به هم زدیم دیدیم
هر دوتامون عاشق شدیم
یادت میاد یادت میاد
گفتی دوستم داری زیاد
یادت میاد یادت میاد
گفتی دلت منو میخواد
یادت میاد یادت میاد
گفتی دوستم داری زیاد
یادت میاد یادت میاد
گفتی دلت منو میخواد

یادت میاد گفتی بیا همیشه رویائی باشیم
برای کشتی وفا فانوس دریائی باشیم
یادت میاد گفتم بهت اگه بری من میمیرم
گفتی مگه من میذارم خودم دستاتو میگیرم
یادت میاد یادت میاد
گفتی دوستم داری زیاد
یادت میاد یادت میاد
گفتی دلت منو میخواد
یادت میاد یادت میاد
گفتی دوستم داری زیاد
یادت میاد یادت میاد
گفتی...

یادت میاد تو رویامون مسافر قایق شدیم؟
تا چشم به هم زدیم دیدیم هر دوتامون عاشق شدیم؟

یادت میاد گفتم چقدر رویائین چشای تو
گفتی که قابل نداره دنیا همش فدای تو
یادت میاد پنجره رو بستی و گفتی آسمون
نامحرمه نذار بیاد تو خلوت و تنهائیمون
یادت میاد گلدونامون پُر از گلای ناز بودن
سرما و گرما هم نداشت
اونا همیشه باز بودن
یادت میاد یادت میاد
گفتی دوستم داری زیاد
یادت میاد یادت میاد
گفتی دلت منو میخواد
یادت میاد یادت میاد
گفتی دوستم داری زیاد
یادت میاد یادت میاد
گفتی دلت منو میخواد

یادت میاد یادت میاد
گفتی دوستم داری زیاد
یادت میاد یادت میاد
گفتی دلت منو میخواد
یادت میاد یادت میاد
گفتی دوستم داری زیاد
یادت میاد یادت میاد
گفتی...
Oh Just THe Hell With You!!
| +| نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم . جای دگر نمیشود
بی تو برای شاعری . واژه خبر نمیشود
بغض دوباره دیدنت . از تو به در نمیشود
فکر رسیدن به تو . فکر رسیدن به من
از تو به خود رسیده ام . این که سفر نمیشود
بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم . جای دگر نمیشود
دلم اگر به دست تو . به نیزه ای نشان شود
برای زخم نیزه ات . سینه سپر نمیشود
صبوری و تحملم . همیشه پشت شیشه ها
پنجره جز به بغض تو . ابری و تر نمیشود
بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم . جای دگر نمیشود
صبور خوب خانگی . شریک زجه های من
خنده خسته بودنم . زنگ خطر نمیشود
حادثه یکی شدن . حادثه ای تازه نبود
مرد تو جز تو از کسی زیر و زبر نمیشود
به فکر سر سپردنم . به اعتماد شانه ات
گریه بخشایش من که بی ثمر نمیشود
همیشگی ترین من . لاله نازنین من
بیا که جز به رنگ تو دگر سحر نمیشود
بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم . جای دگر نمیشود
بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم . جای دگر نمیشود

| +| نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
تو غربتی که سرده تمام روز و شبهاش
غریبه از من و ما . عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش. که تن به شب نبازم
با غربت من بساز .تا با خودم بسازم
عشق من عاشقم باش. عشق من عاشقم باش
تو خواب عاشقا رو تعبیر تازه کردی
کهنه حدیث عشق و تفسیر تازه کردی
گفتی که از تو گفتن یعنی نفس کشیدن
از خود گذشتن من یعنی به تو رسیدن
قلبم و عادت بده به عاشقانه مردن
از عشق زنده بودن . از عشق جون سپردن
وقتی که هق هق عشق . زجهء احتیاجه
سر جنون سلامت که بهترین علاجه
عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش اگر چه مهلتی نیست
برای با تو بودن اگر چه فرصتی نیست
عشق من عاشقم باش . نذار بیفتم از پا
بمون با من که بی تو نمی رسم به فردا
عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش
| +| نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
ضيافت هاي عاشق را خوشا بخشش . خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق . براي گم شدن دريا
چه دريايي ميان ماست . خوشا ديدار در خواب
چه اميدي به اين ساحل . خوشا فرياد زير اب
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن . خوشا از عاشقي مردن

اگر خوابم .اگر بيدار . اگر مستم . اگر هشيار
مرا ياراي بودن نيست . تو ياري کن . مرا اي يار
تو اي خاتون خواب من . من تن خسته را در ياب
مرا هم خانه کن تا صبح . نوازش کن مرا تا خواب
هميشه خواب تو ديدن . دليل بودن من بود
چراغ راه بيداري اگر بود از ثو روشن بود

ضيافت هاي عاشق را خوشا بخشش . خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق . براي گم شدن دريا
چه دريايي ميان ماست . خوشا ديدار در خواب
نه از دور و نه از نزديک . تو از خواب امدي اي عشق
خوشا خود سوزي عاشق .مرا اتش زدي اي عشق
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن . خوشا از عاشقي مردن
| +| نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
سرنوشت یه روز آبی مارو باهم آشنا کرد
آسمون هرچی صفا داشت به ما بخشیدو وفا کرد
اسم سرنوشتو بردار؛ از خطاهای من و تو
کار آسمون نبوده اشتباهای من و تو
گفتی فایدهای نداره ؛ از گذشته ها نوشتن
کار عاقلانه ای نیست ازتو بن بستا گذشتن
ولی من گذشته ها رو رفته از دست نمیدونم
باز دوباره خواستنت رو راه بن بست نمیدونم
از خدا دوباره خواستم عشق بیگناهمونو
با شکوفه فرش کردم خاک وعده گاهمونو
حرف عاشقونه رو باز اگه تو چشات ببینم
می تونم به پای عشقت تا قیامتم بشینم
سرنوشت یه روز آبی مارو باهم آشنا کرد
آسمون هرچی صفا داشت به ما بخشیدو وفا کرد
از خدا دوباره خواستم عشق بیگناهمونو
با شکوفه فرش کردم خاک وعده گاهمونو
برق عاشقونه رو باز اگه تو چشات ببینم
میتونم به پای عشقت تا قیامتم بشینم
سرنوشت یه روز آبی مارو باهم آشنا کرد
آسمون هرچی صفا داشت به ما بخشید و وفا کرد
اسم سرنوشتو بردار؛ از خطاهای من و تو
کار آسمون نبوده اشتباهای من و تو
گفتی فایدهای نداره ؛ از گذشته ها نوشتن
کار عاقلانه ای نیست ازتو بن بستا گذشتن
ولی من گذشته ها رو رفته از دست نمیدونم
باز دوباره خواستنت رو راه بن بست نمیدونم
راه بن بست نمیدونم
راه بن بست نمیدونم
| +| نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
حرفای تو یه دروغه، که دلم رو میشکنه
اما قلب من می گه، که از تو دل نمی کنه
نم نم بارون آبی ، توی کوچه میزنه
توی خلوت دلم ، پرنده پر نمیزنه

گریه ابرا دروغه ، قصه چشات دروغه
دارم از نگات می خونم، همه حرفات دروغه
دروغه، دروغه، دروغه........

خسته شدم طاقت غم ندارم
عاشقیو باید یادت بیارم
دروغ نگو مال منی همیشه
حرفات دیگه باور من نمیشه
برو ولی اینو باید بدونی
هیشکی دیگه عاشق تو نمیشه

گریه ابرا دروغه ، قصه چشات دروغه
دارم از نگات می خونم، همه حرفات دروغه
دروغه، دروغه، دروغه........

فکر نکن با رفتنت ، من همیشه بی قرارم
من برای با تو بودن، حرف تازه ای ندارم
بین ما دیگه عزیزم راه برگشتی نمونده
حالا من از تو و عشقت یه عالم فاصله دارم



گریه ابرا دروغه ، قصه چشات دروغه
دارم از نگات می خونم، همه حرفات دروغه

دروغه، دروغه، دروغه.....

| +| نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
با قامت تکيده
از عاشقی بريده
دردی درون سينه
زخمی به دل کشيده
رفتم که دل تو سينه
دوباره پابند بشه
شکسته های اين دل
دور از تو پيوند بشه
ديدم نفس تو سينه
داره بهونه تو
از ياد من نميره
محراب شونه تو
رفتم ولی نرفته
ياد تو از سر من
هرگز نميشه عشقی
بعد از تو باور من
از تو گذشتم اما
تو کيميای عشقی
بر قامت شکستم
تنها روای عشقی
ياد فضای خالی
ميون آغوش من
گرمای تو گرفته
دوباره تن پوش من
دنيای خاموش من
ديدم نفس تو سينه
داره بهونه تو
از ياد من نميره
محراب شونه تو

بذار بيام که اين بار
قربونی تو باشم
حتی اگر که بايد
زندونی تو باشم
فرياد زدم کجايی
در پشت سايه هايی
از ياد من نرفته
چشمهای کهربايی

| +| نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
سرنوشت
دل بی روح جنس آهنت را دوست دارم
خطوط در هم پیراهنت را دوست دارم
نگاه با همه بیگانه ات را دوست دارم
غرور سرکش دیوانه ات را دوست دارم
دوست دارم

تن سوزان مثل آتشت را دوست دارم
بهاری و من آن عطر خوشت را دوست دارم
به هر لحظه کنارم بودنت را دوست دارم
تماشائی تو هستی دیدنت را دوست دارم
دوست دارم

پس از تو رنگ گلها هم فریب است
پس از تو روزگارم بی فروغ است
که میگوید پس از تو زنده هستم
دروغ است هر که میگوید دروغ است
ای ستاره بی تو من تاریکم
بی تو من به انتها نزدیکم
ای ستاره بی تو من تاریکم
بی تو من به انتها نزدیکم
وای چه کردم من چه بود تقصیرم
که چنین بود بعد تو تقدیرم
تو نخواستی من و تو ما باشیم
سرنوشت این بود که تنها باشیم
تو نخواستی من و تو ما باشیم
سرنوشت این بود که تنها باشیم

تو نخواستی من و تو ما باشیم
سرنوشت این بود که تنها باشیم
| +| نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
تک و تنها تو خیابون
به زیر نم نم بارون
باز به یاد تو میافتم
حرفائی که با تو گفتم
گفتم عشق من یه کوه
تو ببین چه با شکوه
عشق تو مثل سراب
عمر کوتاه حباب
عمر کوتاه حباب

عشق من شعر و شرابه
عشق تو نقش بر آبه
عشق تو یک گل زرده
دستهائی که سرد سرده
عشق من مثل جنونه
آبی رنگ آسمونه
عشق یک ماهی به دریاست
عشق من ببین چه زیباست

تک و تنها تو خیابون
به زیر نم نم بارون
باز به یاد تو میافتم
حرفائی که با تو گفتم
گفتم عشق من یه کوه
تو ببین چه با شکوه
عشق تو مثل سراب
عمر کوتاه حباب
عمر کوتاه حباب

عشق تو عکسای پاره
نامه های نیمه کاره
حرفائی که ناتمومه
میدونم که بی دوومه
عشق من سادست و آسون
پاک و تازه مثل بارون
عشق من جنس بهاره
توی قلبم موندگاره

تک و تنها تو خیابون
به زیر نم نم بارون
باز به یاد تو میافتم
حرفائی که با تو گفتم
گفتم عشق من یه کوه
تو ببین چه با شکوه
عشق تو مثل سراب
عمر کوتاه حباب
عمر کوتاه حباب
| +| نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
اگه از من تو بپرسی رنگ عاشقی چه رنگه
من میگم رنگش سیاهه اما باز واسم قشنگه
تو همونی که میگفتی همیشه پیشم میمونی
چرا قلبمو شکستی چرا از من گریزونی

باور نداره قلبم وقت وداع رسیده
انگار که غم آتشی بر پیکرم کشیده
بر پیکرم کشیده
دونه دونه روی ناودون
قطره های سرد بارون
بی تو اما یه کویرم
تو نباشی من میمیرم
قطره قطره چکه چکه
اشک آسمون میباره
گله دارم از خداوند
اگه باز تو را نیاره
گله دارم از خداوند
اگه باز تو را نیاره
دونه دونه قطره قطره
چکه چکه ذره ذره
دونه دونه قطره قطره
چکه چکه ذره ذره

توی خوابم نمیدیدم که یه روز از تو جدا شم
چرا قسمت من این بود که گرفتار تو باشم
نمیدونی که جدائیت واسه من معنی درده
خونه بی تو مثل زندون خونه بی تو سرد سرده

باور نداره قلبم وقت وداع رسیده
انگار که غم آتشی بر پیکرم کشیده
بر پیکرم کشیده
دونه دونه روی ناودون
قطره های سرد بارون
بی تو اما یه کویرم
تو نباشی من میمیرم
قطره قطره چکه چکه
اشک آسمون میباره
گله دارم از خداوند
اگه باز تو را نیاره
گله دارم از خداوند
اگه باز تو را نیاره
دونه دونه قطره قطره
چکه چکه ذره ذره
دونه دونه قطره قطره
چکه چکه ذره ذره
دونه دونه قطره قطره
چکه چکه ذره ذره
| +| نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
من
حالا كه رفتنيم با اون كوله بار خاطره
نميخوام حتي بياي يه لحظه پشت پنجره
اين روزا راه من و تو عزيزم جدا شده
سهم من از عشق تو گريه بي صدا شده
من كاري ندارم با اشكاي تو
من نميميرم ديگه براي تو
من نميريزم اشكي به پاي تو
به پاي تو
من خسته شدم ديگه به جون تو
من جون سپردم توي زندون تو
من ميخوام برم ديگه بدون تو
بدون تو
اينو ميدونم
بدون تو شبو با غمهام مهمونم
تو نباشي پيشم بي تو من ويرونم
خداحافظ اي يار مهربونم
من بدون تو شبو با غمهام مهمونم
تو نباشي پيشم بي تو من ويرونم
خداحافظ اي يار مهربونم
من .....
حالا كه رفتنيم با اون كوله بار خاطره
نميخوام حتي بياي يه لحظه پشت پنجره
به خدا راه من و تو عزيزم جدا شده
سهم من از عشق تو گريه بي صدا شده
نه ديگه نميشه
با تو نميشه
ميدونم نميتونم
نه ديگه نميشه
واسه هميشه
بزار تنها بمونم ......
اينو ميدونم
بدون تو شبو با غمهام مهمونم
تو نباشي پيشم بي تو من ويرونم
خداحافظ اي يار مهربونم
من بدون تو شبو با غمهام مهمونم
تو نباشي پيشم بي تو من ويرونم
خداحافظ اي يار مهربونم
من كاري ندارم با اشكاي تو
من نميميرم ديگه براي تو
من نميريزم اشكي به پاي تو
به پاي تو
من خسته شدم ديگه به جون تو
من جون سپردم توي زندون تو
من ميخوام برم ديگه بدون تو
بدون تو
اينو ميدونم
بدون تو شبو با غمهام مهمونم
تو نباشي پيشم بي تو من ويرونم
خداحافظ اي يار مهربونم
من بدون تو شبو با غمهام مهمونم
تو نباشي پيشم بي تو من ويرونم
خداحافظ اي يار مهربونم
من ....
| +| نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
همین که دل ،دل خون بار ابره
همین که شب،شب قتل ستاره س
همین که بغض تو ، بغض همیشه
همین که ترس من،ترس دوباره س

همین که تو پری از طعم وحشت
همین که خونه خالی از ترانه س
همین که کوچه در کوچه ی این شهر
دچار پچ پچه های شبانه س

به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟
به من چه رقص نیلوفر روی آب؟
قفس بارون کابوس پرنده!
به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟

ستیز تگرگ گلبرگه
مصاف آینه و الماسه!
پیکار کبریته و خرمن!
نبرد ارکیده و داسه!

کنار بچه های کوچ پرسه
تو بهت رعشه و رگ ،گرد سوزن
کنار مادرک های شناور
روی سمفونی نفرین شیون

کنار مرد دریا بغض خسته
که وا می باره از هم چیکه چیکه
کنار فقر گل بانوی ایثار
که می فروشه تنش رو تیکه تیکه

به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟
به من چه رقص نیلوفر روی آب؟
قفس بارون کابوس پرنده!
به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟

ستیز تگرگ گلبرگه
مصاف آینه و الماسه!
پیکار کبریته و خرمن!
نبرد ارکیده و داسه!
| +| نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384 توسط مروارید  |   |  ارسال به دوستان
 
<**************************************** All of the codes of this weblog ****************************************> ******************************************* ************************************************ ************************************************